ترکیه آماده پذیرش اورانیم ایران است
بدنبال پیشنهاد سازمان ملل متحد، دولت ترکیه گفته است حاضر است اورانیم غنی شده ایران در این کشور نگهداری شود.
محمد برادعی مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی اخیرا پیشنهاد کرد ایران به منظور جلب اطمینان جهانی اورانیم غنی شده با غلظت
پایین خود را به یک کشور ثالت همچون ترکیه که کشوری اسلامی نیز هست منتقل کند.
این پیشنهاد بخشی از طرح تبادل سوخت است که طی آن ایران در مقابل انتقال اورانیم با غلظت پایین، سوخت اتمی مورد نیاز آزمایشگاه
های پزشکی خود را دریافت می کند.
تانر یلدیز وزیر انرژی ترکیه روز جمعه در پاسخ به سوالی درباره واکنش آنکارا به این پیشنهاد گفت: "ترکیه مشکلی با نگهداری اورانیم
با غلظت پایین ایران ندارد."
وی افزود اگر چنین درخواستی مطرح شود ترکیه "نخواهد گفت نه."
احمد داود اوغلو وزیر خارجه ترکیه روز پنچشنبه طی تماسی تلفنی با محمد برادعی درباره جزئیات این طرح گفتگو کرد.
ایران هنوز جواب نهایی و رسمی به طرح تبادل سوخت آقای برادعی نداده اما برخی مقام های ایرانی پیشنهاد نگهداری اورانیم غنی شده
در کشور ثالت تحت نظر آژانس بین المللی انرژی اتمی را رد کرده اند.
ترکیه که این هفته میزبان محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران بوده همواره ابراز آمادگی کرده بین ایران و کشورهای غربی میانجیگری
کند.
اعضای گروه 1+5 از طرح برادعی حمایت کرده و از ایران خواسته اند با انتقال اورانیم غنی شده خود به خارج موافقت کند.
گروه 1+5 که متشکل از پنج عضو دایم شورای امنیت و آلمان است.
کشورهای غربی نگرانند که ایران از اورانیمی که به تدریج غنی کرده برای تولید سلاح اتمی استفاده کند.
اما ایران می گوید تنها به دنبال استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای است.
اعتراض موسوی و کروبی به برخورد با زنان در ۱۳ آبان
میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو تن از رهبران مخالفان دولت در ایران، به برخوردهایی که روز ۱۳ آبان با تظاهرکنندگان معترض، به
ویژه زنان صورت گرفت اعتراض کردند.
آقای
موسوی که عصر روز جمعه ۲۲ آبان (۱۳ نوامبر) برای ملاقات با آقای کروبی به
منزل او رفته بود، گفت: "شرکت در تظاهرات ۱۳ آبان چه ایرادی داشت؟ مردم می
آمدند و آرام شعارهایشان را هم می دادند، اما پخش فیلم های رفتارهای خشونت
آمیز، حمله به مردم و باتوم زدن به سر و پای خانم ها، عاقبت خوشی نخواهد
داشت".
اشاره آقای موسوی به فیلم هایی است که روز ۱۳ آبان در اینترنت منتشر شد و برخورد خشونت آمیز مأموران حکومتی را با زنان نشان می
داد.
آقای موسوی این برخورد ها را "اوج شکستن سنت های مرسوم جامعه" دانست.
آقای کروبی هم در این دیدار گفت که حتی در "زمان پهلوی" احترام خانم ها در جامعه حفظ می شد، "اما حالا در جمهوری اسلامی با زنان
به قدری با خشونت رفتار می شود که اخبار متواتری از زدن بانوان با باتوم به اطلاع می رسد".
‘شعارهای نامتعارف’
آقای کروبی و آقای موسوی، هر دو با اشاره به آنچه مطرح شدن "شعارهای نامتعارف" در تجمعات اخیر معترضان می خواندند، برخوردهای مأموران
حکومتی را عامل سر داده شدن این شعارها دانستند.
آقای کروبی گفت که "کتک زدن مردم" آنها را به دادن شعارهای افراطی تحریک می کند.
آقای موسوی هم گفت: "شعارهای ساختارشکنانه، اغلب متأثر از خشونت نیروهای امنیتی است که با ناجوانمردی به پیر و جوان و زن و مرد
حمله می کنند".
او تأکید کرد که جنبش اعتراضی ایران از "ارزش های بنیادین" دفاع می کند و مخالف "دروغ" و "تقلب" است، بنابراین با ارعاب و سرکوب
نمی توان جلوی آن را گرفت.
جنبش اعتراضی، شورش نیست
آقای موسوی گفت: "سرکوب شورش را از بین می برد، اما آنچه ما در کشور شاهد آن هستیم شورش نیست، بلکه درخواست حقوق قانونی است".
او تأکید کرد که جنبش اعتراضی موسوم به "راه سبز" به خشونت دست نخواهد زد و افزود: "سلاح ما، شعارهای مسالمت آمیز و عقلانی ما
است".
به
نظر می رسد تأکیدهای مکرر و درخواست های پی در پی رهبران جنبش اعتراضی
ایران برای حفظ ماهیت مسالمت آمیز حرکت های اعتراضی و خودداری معترضان از
مطرح کردن شعارهای تند، نشان دهنده نگرانی آنها از گرایش این جنبش به
خشونت در اثر برخوردهای تند مأموران حکومتی است.
آقای موسوی در دیدار روز جمعه خود با آقای کروبی همچنین روایت خود را از آنچه در روز ۱۳ آبان باعث عدم حضور او در تظاهرات شده
بود، شرح داد.
روایت موسوی از ۱۳ آبان
او گفت که از صبح آن روز "موتورسواران لباس شخصی" بیرون فرهنگستان هنر جمع شده و راه های خروجی فرهنگستان را مسدود کرده بودند.
آقای موسوی گفت: "آنها کاری کردند که من سعادت نداشته باشم به جمع مردم بپیوندم و در این اجر معنوی شریک بشوم".
پیش تر خبرگزاری رسمی دولت ایران مصاحبه ای را به حسین کروبی، فرزند مهدی کروبی نسبت داده بود که در آن علت عدم حضور آقای موسوی
در تظاهرات، عدم شجاعت کافی عنوان می شد.
حسین کروبی انجام "مصاحبه" با ایرنا را رد کرد و توضیح داد که بخش هایی از مکالمه دوستانه او با یک خبرنگار به صورت "تحریف شده"
منتشر شده است.
برخی رسانه های نزدیک به اصولگرایان حامی دولت در ایران، گزارش هایی از به وجود آمدن نوعی کدورت میان آقای موسوی و آقای کروبی
منتشر کرده بودند.
به نظر می رسد یکی از دلایل دیدار آقای موسوی و آقای کروبی، خنثی کردن این ابهامات بوده است.
عبدالله مؤمنی به ۸ سال زندان محکوم شد
همسر عبدالله مؤمنی می گوید که او به دلیل فعالیت های گذشته و همچنین شرکت در تجمعات پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران، به تحمل
۸ سال حبس تعزیری محکوم شده است.
فاطمه
آدینه وند در گفت و گو با بی بی سی فارسی گفت که همسرش صبح روز شنبه ۲۳
آبان (۱۴ نوامبر) در تماسی تلفنی از زندان، خبر داده است که دادگاه او را
به دلیل فعالیت های گذشته اش به ۲ سال و به دلیل شرکت در تجمعات پس از
انتخابات به ۶ سال حبس محکوم کرده است.
عبدالله مؤمنی، فعال دانشجویی و سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار دفتر تحکیم) حدود ۱۰ روز پس از انتخابات اخیر
ریاست جمهوری ایران بازداشت شد و از آن زمان در زندان به سر می برد.
او روز ۲۳ شهریور به همراه تعداد دیگری از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات، در دادگاهی علنی ظاهر شد و علیه اقدامات گذشته
خود سخن گفت.
خانم آدینه وند با اشاره به اینکه آقای مومنی در جریان محاکمه وکیل نداشته و گفته است که نیازی به وکیل ندارد، گفت: "فکر می کنم
که او تحت فشار است که وکیل نداشته باشد".
سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی اخیرا اعلام کرد که مشکلات کلیوی و قلبی آقای مومنی در زندان تشدید شده و وضع "روحی و جسمی"
او "وخیم" است.
همسر آقای مومنی گفت که در تماس روز شنبه با او فرصت گفت و گو در مورد وضعیت سلامتی اش پیدا نشد و ارتباط تلفنی پس از حدود یک
دقیقه قطع شد.
متروی تهران از اختلافات مالی تا دعواهای سیاسی
محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران تصمیم گرفته است شرکت متروی تهران را به کنترل دولت درآورد و مدیریت آن در اختیار بگیرد که
اکنون در اختیار محسن هاشمی فرزند ارشد اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشیخیص مصلحت نظام است.
آقای
احمدی نژاد شامگاه چهارشنبه بیستم آبان در یک برنامه تلویزیونی گفت: "من
تصمیم گرفته ام مدیریت مترو را به دولت برگردانم... دولت خود مدیریت مترو
را بر عهده می گیرد، بودجه اش را می گذارد و می سازد و قیمت آن نیز تا ده،
پانزده سال بالا نخواهد بود و به سرعت هم آن را تمام خواهد کرد. من حتما
این تصمیم را گرفته ام و حتما مدیر تعیین می کنم."
اختلاف نظر در باره متروی تهران سابقه ای طولانی دارد اما عمده اختلافات بر سر میزان بودجه ای بوده که دولت باید در اختیار شرکت
مترو قرار می داد تا صرف توسعه متروی تهران شود.
در حال حاضر بخشی از بودجه مترو از طرف دولت و بخشی نیز از طرف شهرداری پرداخت می شود و آنطور که گزارش شده دولت بودجه پیش بینی
شده مترو را پرداخت نکرده است.
بخشی از بودجه مربوط به توسعه مترو است و بخشی نیز بابت یارانه ای است که باید دولت و شهرداری آن را بپردازند.
بنابر آمارهایی که شرکت مترو منتشر کرده دولت آقای احمدی نژاد از زمان به قدرت رسیدن در سال ۱۳۸۴ تاکنون بیشتر از ۲۵۰ میلیارد
تومان از بودجه مصوب مجلس را به مترو نداده است.
به
گفته آقای هاشمی، اعتبار مصوب مجلس برای متروی تهران در سال ۱۳۸۵ حدود ۱۹۲
میلیارد تومان بود که دولت تنها ۶۳ میلیارد تومان آن را پرداخت کرده است.
اعتبار سال ۱۳۸۶ نیز ۹۰ میلیارد تومان بود که تنها ۶۸ میلیارد تومان آن
پرداخت شده و اعتبارات سال گذشته نیز ۲۹۰ میلیارد تومان بوده که دولت تنها
۱۸۹ میلیارد تومان آن را پرداخت کرده است.
یارانه بلیت
اما مشکل فقط مربوط بودجه مصوب مجلس برای توسعه مترو نیست بلکه بخشی از بودجه ای که هر ساله باید دولت بابت یارانه بپردازد نیز
پرداخت نشده است.
مدیران مترو می گویند که قیمت تمام شده بلیت مترو بیشتر از ۴۰۰ تومان است اما شورای شهر، شهرداری و فرمانداری تهران به نمایندگی
از دولت تصمیم گرفته اند که قیمت بلیت ۱۰۰ تومان باشد و بقیه این مبلغ را شهرداری و دولت بپردازند.
شورای شهر تهران به تازگی گزارشی از یارانه پرداخت شده از سوی شهرداری و دولت منتشر کرده که از سال ۱۳۸۴ آغاز می شود یعنی درست
زمانی که محمود احمدی نژاد از ساختمان شهرداری تهران به کاخ ریاست جمهوری قدم گذاشت.
گزارش شورای شهر تهران نشان می دهد که دولت سهم تعیین شده برای کمک به مترو بابت یارانه را نیز به طور کامل پرداخت نکرده است.
از سال ۱۳۸۴ مبلغ ۱۳ میلیارد تومان از سوی دولت و ۲۰ میلیارد تومان از سوی شهرداری پرداخت شد و در سال ۱۳۸۵ نیز دولت ۲۰ میلیارد
تومان و شهرداری ۱۹ میلیارد تومان بابت یارانه در اختیار مترو قرار داده اند.
در
سال ۱۳۸۶ سهم دولت به ۱۴ میلیارد تومان رسیده و در مقابل شهرداری ۴۵
میلیارد تومان در اختیار مترو قرار داده است. سهم شهرداری در سال گذشته
باز هم ۴۵ میلیارد تومان بوده و دولت تنها ۱۷ میلیارد تومان در اختیار
مترو بابت یارانه قرار داده است.
سهم دولت از بابت یارانه بلیت در سال جاری ۲۴ میلیارد تومان بوده که بنابر آخرین گزارشها، در هفت ماه اول سال دولت تنها ۳۶۰ میلیون
تومان به شرکت مترو پرداخت کرده است.
بنابر این گزارش، هزینه ماهانه مترو هشت میلیارد تومان است و جمع هزینه سالانه ۹۶ میلیارد تومان است در حالی که در هشت ماه گذشته
۴۴ میلیارد تومان شهرداری پرداخت کرده اما سهم دولت تنها یک میلیارد تومان بوده است.
این آمار در حالی انتشار می یابد دولت می گوید که در چهار سال و نیم اخیر یک هزار و ۲۰۰ میلیارد تومان از سوی دولت و شهرداری به
مترو کمک شده است اما این آمار مغایر گزارشهای شرکت مترو و شهرداری تهران است.
گزارشها نشان می دهد که متروی تهران برای هزینه های جاری روزانه با مشکل مواجه شده است چه برسد به پول برای توسعه مترو و خرید
واگن برای حمل مسافر.
بر اساس قانون توسعه حمل و نقل عمومی که به تصویب مجلس رسیده است، دولت موظف به پرداخت بخشی از بودجه مورد نیاز مترو است.
بنابر این قانون، مدیریت حمل و نقل بار و مسافر در محدوده شهر و حومه به عهده شهرداری است و علاوه بر آن نیز اساسنامه مترو نیز
تاکید شده که سهام راه آهن شهری تهران و حومه متعلق به شهرداری است.
عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان گفته است که مدیریت مترو بر اساس مصوبه مجلس به شهرداری واگذار شده و اکنون نیز نیازمند مصوبه
مجلس برای واگذاری آن به دولت است.
در پی اعلام تصمیم دولت برای در اختیار گرفتن مدیریت مترو، شورای شهر تهران تصمیم گرفته تا در جلسه ویژه ای این موضوع را بررسی
کند.
برخی
صاحب نظران اختلافات بر سر متروی تهران را با انتخابات ریاست جمهوری مرتبط
می دانند و معتقدند که آقای احمدی نژاد سعی دارد تا مدیریت متروی تهران را
از کنترل فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی به درآورد که در انتخابات ریاست
جمهوری از رقبای وی حمایت می کرد.
ایران در دو و میدانی قهرمانی آسیا سوم شد
هجدهمین دوره رقابتهای دو و میدانی قهرمانی آسیا در گوانگجو با قهرمانی چین به پایان رسید.
در این مسابقات، تیم ملی ایران با ۲ طلا، ۲ نقره و یک برنز، بعد از چین و ژاپن در رده سوم رده بندی مدال ها قرار گرفت. تاجیکستان
نیز با تک مدال طلای دلشاد نظروف در پرتاب چکش یازدهم شد.
چینی ها با ۱۸ طلا، ۱۹ نقره و ۱۰ مدال برنز روی سکوی اول ایستادند. آن ها چند ماه دیگر در همین شهر، میزبان رقابت های معتبر بازی
های آسیایی هستند.
رقابت های امسال برای ایران، با مدال برنز لیلا رجبی در پرتاب وزنه آغاز شد.
در
تاریخ دو و میدانی ایران، فقط ۳ زن ایرانی در مسابقات دو و میدانی فضای
باز آسیا مدال گرفته اند. مریم صدارتی در پرش ارتفاع سال ۱۹۷۳ در مانیل،
لیلا ابراهیمی در ۳۰۰ متر بامانع سال ۲۰۰۷ اردن، و سرانجام همین مدال لیلا
رجبی در پرتاب وزنه. جنس هر سه مدال نیز از برنز بوده است.
رجبی روی سکوی قهرمانی، پایین تر از دو شرکت کننده چینی ایستاد. هفته قبل و در بازی های آسیایی داخل سالن ویتنام، لیلا در غیاب
این دو بانوی تنومند چینی، طلا گرفته بود.
هادی سپهرزاد به مدال نقره دهگانه دست یافت. در این رقابت تاناکا از ژاپن
با ۷۵۱۵ امتیاز به مدال طلا رسید سپهرزاد هم با ۷۲۶۲ امتیاز دوم شد. حد
نصاب سپهرزاد ۴۵۰ امتیاز کمتر از رکورد ایران بود که در اختیار خودش است.
او تنها دهگانه کار ایرانی است که در تاریخ این رشته ورزشی توانسته مدال
آسیایی بگیرد.
در پرش ارتفاع کیوان قنبرزاده پرنده جوان ایرانی، با رکورد دو متر و ۱۵ سانتیمتر چهارم شد و از کسب مدال بازماند کیوان سه بار
به مانع دو متر و ۲۰ سانتیمتری یورش برد اما ناکام ماند.
در
این ماده ورزشکار سریلانکایی با دو متر و ۲۳ سانتیمتر اول شد. این در حالی
است که ۳۵ سال قبل، تیمور غیاثی با حد نصاب ۲متر و ۲۱ سانتیمتر قهرمان
آسیا شده بود. این مساله می تواند بیانگر سطح کیفی پایین این ماده در
رقابت های امسال باشد. رکورد آسیا در این ماده، ۲۵ سال است که دست نخورده
باقی مانده است.
مدال طلای ۸۰۰ متر به سجاد مرادی رسید. در این مسابقه امیر مرادی برادر سجاد، ششم شد. سجاد مرادی چند روز پیش نیز در ویتنام، قهرمان
بازی های داخل سالن آسیا شده بود. در آن مسابقات، امین نیکفر در پرتاب وزنه طلا گرفت اما در گوانگجو هشتم شد.
در مسابقات پرتاب دیسک در گوانگجو، رقابتی داخلی برای دیسک اندازان ایرانی بود. بیشترین مدال های ایران در تاریخ دو و میدانی آسیا،
در این ماده کسب شده است.
جلال کشمیری سال ها رکورد دار آسیا بود. سلمان حسام، منصور قربانی و عباس صمیمی نیز مدال های رنگارنگی از پرتاب دیسک آسیا کسب
کرده اند.
مسابقات
امسال، با کسب مدال طلای احسان حدادی و نقره محمد صمیمی برای کاروان ایران
به پایان رسید. حدادی با پرتاب ۶۴ متر و ۸۳ سانتیمتری قهرمان شد. صمیمی هم
روی سکوی دوم ایستاد. حدادی به رغم قهرمانی اش، با روزهای اوج خود فاصله
دارد. او ۴ متر و ۳۲ سانتیمتر کمتر از رکورد شخصی اش که که رکورد آسیا هم
هست پرتاب کرد.
در این رقابت ها، فقط یک رکورد آسیایی(۴ در ۴۰۰ متر امدادی بانوان) توسط تایلندی ها فرو ریخت. شاید کشور های آسیایی خصوصا دوندگان
آفریقایی تبار کشور های عربی، توان اصلی خود را برای بازی های آسیایی ۲۰۱۰ گوانگجو نگه داشته اند.
حقيقت جو: تنها حکومت غيردينی حافظ دين و آزادی مردم است
با
اینکه درزمان وقوع انقلاب اسلامی درکشورش ایران ده سال بیشتر نداشت به
همراه بزرگ ترها در تظاهرات خیابانی شرکت می کرد. او بعدا دردانشگاه رهبر
دانشجویان شد ودرمجلس نماینده ای بود اصلاح طلب، منتقد و رک گو و به سبب
همین رک گویی به ده ماه زندان محکوم شد. اوبعدا ازمجلس استعفا کرد و الان
چندسالی است که در یکی ازدانشگاه های آمریکا به کارهای آموزشی مشغول است .
فاطمه حقيقت جو، ميهمان من در برنامه به عبارت ديگر، کماکان خودش را مبارز راه اصلاحات می داند. آیا او هنوز به اصلاح حکومت دینی
معتقد است ؟
خانم
فاطمه حقيقت جو به برنامه به عبارت دیگر خوش آمدید. خانم حقيقت جو شما
زمانی در یک مصاحبه گفته بودید که اصلاح طلب ها زندان را به خارج از کشور
رفتن ترجیح می دهند، حالا بسیاری از دوستان اصلاح طلب شما درایران زندانی
اند، اما شما در خارج هستید.
با
تشکر ازشما برای این برنامه. دراین خصوص البته ما بسیار متأسف هستیم که
دوستانمان همه درزندان هستند و درواقع شرایط خوبی هم برای آنها نیست و
آرزو می کنم که زودتر آزاد بشوند. در خصوص خارج آمدن من به قصد یک فرصت
مطالعاتی کوتاه به خارج رفتم و فکر می کردم که بالاخره بعد از یک سال به
ایران باز می گردم.
این
یک نکته و نکته دوم این است که بالاخره باید دید که کدام کار مفید تراست
من فکر می کنم که کسی که وارد کار سیاسی می شود باید خودش را آماده برای
دادن هزینه هم بکند و واقعا زمانی که من این جمله را گفتم حول وحوش زمانی
که من نماینده مجلس بودم اگر آن موقع در ایران بودم و بازداشت می شدم حتما
می رفتم دوره زندانم را هم طی می کردم به این دلیل که معتقد بودم که باید
ایستاد و برای آن هدفی که آدم دارد کار کرد و اگر لازم هم شد هزینه بدهد
گرچه هزینه دادن هدف اصلی نیست.
حالا
به این سوال که اصولا چرا استعفا کردید، می پردازیم، ولی شما در زمان
استعفای خود گفته بوديد که من کارم را کردم و هيچ اين ايده را به مخاطبان
يا طرفدارانتان نداديد که قرار است به مبارزه سياسی ادامه دهيد. آيا آن
موقع قصد تمام کردن کار سیاسی تان را داشتید ؟
نه.
من در آن مصاحبه نگفتم که در واقع کارهای من تمام شده به این مفهوم که
بگويم خوب حالا دیگرتمام شده و دیگر می خواهم بروم خارج از سیاست. گفتم که
به عنوان نمایندة مردم کارهایی که از توان من برمی آمده من درمجلس انجام
دادم وحالا به دلایل سیاسی امکان حضور در مجلس نیست و در واقع الان به
کارسیاسی در حوزه خارج از مجلس ادامه خواهم داد. آنکه درآن مصاحبه گفتم من
کارهایم را کردم مقصود در درون مجلس بود.
یعنی کماکان شما خودتان را یک فرد فعال سیاسی می دانید؟
بله.
چه کار می کنید در این زمینه ؟
ببینید
در واقع هدف اصلی این است که کمک بکنیم به فرهنگ دموکراسی در کشور و من
همچنان فعال سیاسی هستم و در حوزه جامعه مدنی حضوردارم. با توجه به سابقه
کاری من که بیشتر از حوزه آموزشی آمده ام و فکر می کنم که يکی از موانع
اصلی دموکراسی در ایران موانع فرهنگی است؛ بنابراين بايد ما فرهنگ
دموکراسی را ترویج کنيم. و فرهنگ دیکتاتوری باید کاهش پیدا کند. اگر به
محیط خانه نگاه کنیم و اگر به روابط اجتماعی داخل مثلا مدرسه و نهادها
نگاه کنیم و به روابط در حوزه سیاست نگاه کنیم حکایت از یک سری مسائل
فرهنگی دارد.
به همین دلیل من فعالیتم را بعد از مجلس در دو حوزه متمرکز کردم. که یکی همان حوزه فرهنگی و آموزشی است تا مواردی را که مورد نظرمان
هست ازطریق آموزش به توسعه اش بپردازیم که من بیشتر تمرکزم را در حوزه آموزش زنان گذاشتم.
شما در واقع مسئول بخش آموزشی و اطلاعاتی زنان در رهبری سیاسی در ایران در دانشگاه ماساچوست آمریکا هستید؟
بله.
از یک دانشگاه یک شهر آمریکا و در یک بخش کوچک, شما دقیقاٌٌ چه نوع فعالیت سیاسی می کنید که بتواند در داخل کشور برای زنان و
مردانی که خواهان اصلاحات هستند، موثر باشد؟
البته
آن برنامه دوره آموزشی که ما داریم دوره ای است که لزوما اختصاص به ایران
ندارد. يک دوره ای است که درواقع تمام زنان در تمام دنیا هر جا که هستند
می توانند ثبت نام بکنند و مهارت های لازم را برای حضور در تصمیم گیری های
کلان یک کشور یاد بگیرند.
ولی
بطور مشخص به دلیل اینکه این برنامه با خلاقیت خود من در برنامه های این
دانشگاه مشخص اضافه شده بنابراین و به دلیل اینکه من ایرانی هستم ترجیح می
دهم اگر بناست که مارکتینگی برای این برنامه صورت بگیرد درواقع مخاطبین
ایرانی را هم جذب بکنیم تا از این آموزش ها بهره مند بشوند.
آیا در جایی سخنرانی می کنید ؟
بله.
این یک بخش از کار است. عرض کردم یک بخش آموزشی است و بطور مشخص تر در
خصوص مسائل ایران است. درواقع از طریق ارتباطاتم و مصاحبه ها يا از طریق
نوشتن مطلب در حوزه های سیاسی و زنان تلاش می کنم که به آن برنامه آموزشی
و فرهنگی بیشتر کمک بکنم.
حالا برگردیم به موضوع استعفای شما از مجلس. چرا استعفا کردید؟ شما اگر یک نماینده صریح البیان و فعالی در داخل مجلس شورای اسلامی
ایران بودید چرا استعفا کردید؟ چرا نمی توانستید در آنجا مؤثر باشید؟
ببینید درواقع زمانی نمایندگان فراکسیون اکثریت تصمیم گرفتند استعفا بکنند.
در مجلس ششم ؟
درمجلس ششم که احساس می کردیم نهاد انتخابات که نهاد بسیار مهمی است و تضمین کننده بعد جمهوریت نظام است ، دارد خدشه دار می شود
و دارد نقش انتصابی را بازی می کند، تصميم به استعفا گرفتيم.
همان
چیزی که بارها و بارها از تشکیل مجلس ملی در یک صد سال گذشته ما در برحه
هایی مشاهده می کردیم که ابتدا رضا شاه در صدد تشکیل مجلس فرمایشی بود،
بعد شاه درصدد تشکیل مجلس فرمایشی بود و بعد از انقلاب هم در همین سال های
آخر گذشته از اینکه چه کسی نماینده است، چه شخص خاصی نماینده است، مهم این
است که در واقع مجلس نمایندگی بکند قاطبه ملت ایران را که ملتی است متنوع
و متکثر به لحاظ دیدگاه های سیاسی به لحاظ بعد قومیتی وبه لحاظ مذهبی و
دینی. این تنوع و تکثر بايد در مجلس تبلور پیدا بکند.
با تصمیم نهادهای قدرت و شخص رهبری بنا بر این بود که دیگر انتخابات، انتخابات آزادی نباشد و فقط محدود بشود به یک سلیقه خاص
در یک طیف سیاسی مشخص و این یک خبر جدی و اساسی برای نظام بود.
مذاکرات
صورت گرفته بود و این مذاکرات در واقع به بن بست خورده بود. وقتی مذاکرات
به بن بست می خورد شما باید یک کار دیگری بکنید که ما ارزیابیمان در آن
فراکسیون این بود که از طریق استعفای جمعی، اعتراضمان را نشان بدهیم تا
شايد منجر به تجدید نظر بشود و اگر نشود اقلا یک اقدام تاریخی صورت گرفته
شده باشد.
این
دو دلیل اصلی و اساسی بود. چون بطور مشخص حتی هدف این نبود که هشتاد
نماینده رد صلاحیت شده تأیید بشوند در آن سال برای انتخابات مجلس هفتم دو
هزار و پانصد کاندیدایی که گرایش اصلاح طلبی داشتند رد صلاحیت شده بودند و
این در واقع به معنی حذف جریان اصلاحات در مجلس و بتدریج در قدرت بود و به
همین دلیل در ماه های پایانی مجلس احساس کردیم که باید استعفا بکنيم و من
به اصرار شخصی خودم اولین کسی بودم که از مجلس استعفا کردم.
در دورانی که نماینده مجلس بودید شما را به دادگاه فراخواندند و نهایتا به شما هفده ماه حبس دادند. اتهام شما چه بود؟
من
البته چند تا اتهام داشتم. در واقع چندتا پرونده داشتم. پرونده ای که
ابتدا به بیست ماه و بعد در تجدید نظر شد ده ماه و در دیوان عالی به ده
ماه تنزل پیدا کرد مربوط به دو نطق پيش از دستور من بود. یک نطقم در مجلس
در باره يکی از زنان روزنامه نگار بود که به شکل غيرقانونی بازداشت شده
بود و من به رويه قضايی اعتراض کردم. در واقع در آن نطق اشاره کرده بودم
که این بازداشت ها توسط دستگاه قضایی اطلاعات سپاه صورت می گرفت و رهبری
هم از این روش حمایت می کند.
شما روندی را که الان در ايران وجود دارد، توضيح می دهيد؟ چقدر تفاوت می بينيد بين آن اصلاح طلبی که از دوم خرداد در ايران شروع
شد و آنچه که امروز در ايران جريان دارد.
همان
زمان هم بعضی ها می گفتند که اصلاح طلبی شکست خورده. البته بستگی به اين
دارد که شما اصلاح طلبی را چگونه تعريف کنيد. از نظر من اصلاح طلبی به يک
مفهوم شکست نخورده بود. به مفهوم خاص دمکراسی خواهی در مردم. اين شکست
نخورده بود اگر چه يک گروه سياسی به دلايلی شکست خورده باشد. چون به نظر
من اگر انتخابات آزاد بود، وضعيت مجلس هفتم و هشتم پيش نمی آمد.
اما
در واقع من فکر می کنم که اين حاصل کش و قوس بين قدرت و اصلاح طلبان است.
قدرت موجود، کودتاگران و شخص آقای خامنه ای، يک استراتژی حذف و سرکوب
داخلی و تنش زدايی و معامله در سطح بين الملل را در دستور کار خود قرار
داده اند. آنها نمی توانند همزمان در دو جبهه بجنگند. بنابراين فکر می
کنند بايد فشار را بيشتر و بيشتر کنند و فضای سياسی را تنگ تر کنند و
طبيعی است که اين شرايط بسيار سخت تری را ايجاد می کند.
اما اين طرف ماجرا است. طرف ديگر ماجرا، نيروهای جامعه مدنی شامل دانشجويان، زنان، کارگران، روزنامه نگاران، اقوام، فعالان سياسی
و گروه های مذهبی مختلف است که فشار بيشتری را می آورند که اين استراتژی شکست بخورد.
بعضی
از اصلاح طلبان هم به مقامات هشدار داده اند که اگر دامنه سرکوب ها گسترده
تر شود، امکان دارد که جنبش راديکال تر شود. بسياری معتقدند که ممکن است
اين جنبش از چارچوب اصلاح در نظام جمهوری اسلامی خارج شود و اساسا کل نظام
جمهوری اسلامی نفی شود. در بعضی از اين تظاهرات شعارهايی هم در اين زمينه
داده شده، مثل جمهوری ايرانی. نظر شما در اين باره چيست؟
به
نظر من، چنين تحليلی کاملا درست است. ما اين نکته را به تجربه در ميان
کسانی از روزنامه نگاران، دانشجويان و فعالان سياسی که در دهه گذشته
زندانی شده اند، ديده ايم. آنها راديکال تر شده اند و به اين نتيجه رسيده
اند که خير، نظام قادر نيست خود را اصلاح کند و اصلاح پذير نيست. ما هم
تلاش خود را کرده ايم و بايد طرحی نو دراندازيم.
ببينيد
اگر به حرکت مردم در چهار ماه گذشته نگاه کنيم، اين نکته را می بينيم.
مردم شعارشان اين بود که رای ما کجاست. و آنها فقط می خواستند که محمود
احمدی نژاد رييس جمهوری نباشد و مهندس موسوی به عنوان برنده واقعی
انتخابات بر کرسی رياست جمهوری بنشيند و يا نه، پذيرفته بودند که انتخابات
تجديد شود.
پس
از اين، به تدريج که خواسته های نه گانه اعلام شد از طرف افراد مختلف، همه
اين خواسته ها مورد انکار قرار گرفت و آقای خامنه ای احساس کرد نيازی به
معامله ندارد. قدرت را دارد. نظاميان قدرت را دارند و نيازی به معامله و
مذاکره وجود ندارد. اين احساس و در دستور کار قرار دادن سرکوب، باعث شد که
به تدريج سياست های نظام به چالش کشيده شود.
به
عنوان، سياست خارجی ما هيچ وقت در اين راهپيمايی ها مورد چالش قرار نمی
گرفت، برای اينکه مساله مردم مساله آزادی و انتخابات آزاد بود. اما ديديم
که در راهپيمايی روز قدس که اتفاقا سمبل سياست خارجی جمهوری اسلامی است،
مردم سياست خارجی جمهوری اسلامی را به چالش کشيدند.
از
سوی ديگر، سياست های کلی نظام و کل به چالش کشيده شد. يعنی مردم احساس
کردند که گرچه ميرحسين موسوی می خواهد که همچنان مردم را حول جمهوری
اسلامی حفظ کند و اصل بازگشت به قانون اساسی را مطرح می کند، ولی در واقع
جوانها احساس می کند که خير اتفاق ديگری افتاده است. جريانی کارهايی در
زندان ها کرده، مردم را در خيابان ها کشته و حاضر هم نيست که به خواسته
های مشروع مردم تن دهد.
نظر
خود شما در اين باره چيست؟ شما در استعفانامه خود از مجلس، از اين مساله
انتقاد کرده بوديد که گروه و جريانی تلاش می کنند همبستگی اسلام ناب محمدی
و دموکراسی را به هم بزنند. الان نظر شما چيست؟ با همه اين تجربيات هنوز
فکر می کنيد که اين دو با هم سازگار هستند؟
من
هنوز معتقدم که دين تفاسير مختلفی دارد. به جای اينکه دين را حذف کنيم،
بايد تفسير صلح آميز از دين ارايه کنيم.. بايد تکليف خود را با دين روشن
کنيم. حدود يک ميليارد مسلمان در دنيا وجود دارد و راهش اين نيست که
بگوييم اسلام به درد نمی خورد.
اين
يک نکته. نکته دوم اين است که ما بايد به تجربه جوامع بشری نگاه کنيم. اگر
به تجربه بشری نگاه کنيم، می بينيم که کليسا چه سرنوشتی داشته و نتيجه اش
سکولاريسم نوع بدتر در اروپا و آمريکا است اگرچه در آمريکا دين بهتر تحمل
می شود. از طرف ديگر تجربه 30 سال حکومت دينی را داريم. اين مساله من را
به اين جمع بندی رسانده که اگر می خواهيم دين را حفظ کنيم و آزادی های
مردم را رعايت کنيم، بهتر است که يک حکومت غيردينی داشته باشيم.
يعنی
اينکه در واقع دين خودش محترم باشد و در جامعه مدنی هم حضور داشته باشد،
اما قانون اساسی کشور و حکومت کشور سکولار باشند که اگر دينی ها هم
خواستند که در قدرت هم حاضر باشند، ببينند که آيا می توانند رای مردم را
به دست بياورند. اما به هر حال، مبنا حکومت غيردينی است.
خانم حقيقت جو، شما رهبر فراکسيون دانشجويی در مجلس بوديد و اصولا بر دوش فعاليت های دانشجويی خود به مجلس راه پيدا کرديد و در
زمان نمايندگی هم در اين زمينه فعال بوديد. جنبش دانشجويی را اکنون چگونه می بينيد؟
جنبش دانشجويی همواره جنبش پويايی بوده و مثل نبض جامعه عمل کرده است. به اعتقاد من، جنبش دانشجويی، جنبش دمکراسی خواهی نهاد قدرت
است و بخشی از جنبش دانشجويی اين تمايل را دارد که نظام اصلاح پذير است.
به نظر شما چيزی به نام جنبش دانشجويی اصولا وجود دارد که انسجام و تشکيلاتی داشته باشد و بتواند به صورت منسجم در هر زمينه که
می خواهد و به هر شکلی که می خواهد عمل کند؟
جنبش
دانشجويی قطعا در ايران وجود دارد، ولی اينکه احساس کنيم يک رهبری مشخص
دارد، اين طوری نيست. به ويژه پس از انتخابات، شکل هسته های پخش را پيدا
کرده اند که سهميه ای مديريت می کنند و جای مشخصی را مديريت می کنند، يعنی
شکل به شدت غيرمتمرکز و موثری دارند. اتفاقا در موقعيت فعلی سرکوب، تمرکز
آسيب پذيری جنبش دانشجويی را افزايش می دهد.
درخواست عفو بین الملل برای توقف اجرای حکم اعدام یک کرد ایرانی
سازمان عفو بین الملل با صدور بیانیه ای از مقامات ایرانی خواسته که حکم اعدام شیرکوه معارفی جوان کرد ایرانی را متوقف کنند.
آقای معارفی به دلیل عضویت در یک گروه "غیرقانونی"از سوی دادگاهی به اتهام محاربه به اعدام محکوم شده و قرار است حکم اعدام وی
به زودی اجرا شود.
بنابر این بیانیه، آقای معارفی برای اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی زندان سقز در کردستان منتقل شده است.
آقای معارفی 30 ساله است و آبان ماه سال گذشته به اتهام عضویت در گروه کرد که از نظر دولت ایران غیرقانونی است، دستگیر شد.
عفو بین الملل همچنین در بیانیه خود اضافه کرده که یک کرد ایرانی دیگر به نام حبیب الله لطیفی نیز در معرض اعدام قرار دارد.
روز چهارشنبه 20 آبان احسان فتاحیان، جوان کرد ایرانی در سنندج به دار آویخته شد. عفو بین الملل نیز با صدور بیانیه ای ضمن محکوم
کردن این اقدام، از مقامات ایرانی خواسته بود که حکم اعدام این دو نفر را متوقف کنند.
آقای فتاحیان ابتدا توسط یکی از شعب دادگاه انقلاب سنندج به تحمل ۱۰ سال زندان محکوم شده بود، اما دادگاه تجدید نظر مجازات آقای
فتاحیان را به اعدام تغییر داد.
عفو
بین الملل در بیانیه خود اعدام آقای فتاحیان و دو حکم اعدام دیگر را به
انتقام از ترورها و تلاش ها برای ترور مقامات استان کردستان مربوط دانسته
که بین روزهای ۱۸ تا ۲۸ شهریور (۹ تا ۱۹ سپتامبر) انجام شده و در رسانه
های ایران بازتابی گسترده یافته بود.
این در حالی است که هنوز هیچ گروهی مسئولیت تروهای شهریورماه در کردستان ایران را به عهده نگرفته است.
مقامات ایران، گروه پژاک و "بنیادگرایان تندروی سنی مرتبط با سرویس های اطلاعاتی بیگانه" را مسئول این ترورها معرفی می کنند که
عمدتا چهره های مذهبی و قضات هدف آنها بودند.
رئیس شورای شهر سنندج، یک روحانی سنی مذهب که در انتخابات ریاست جمهوری اخیر از محمود احمدی نژاد حمایت کرده بود و نماینده کردستان
در مجلس خبرگان در جریان این ترورها کشته و دو قاضی هم مجروح شدند.
در این بیانیه آمده است که گفته می شود دست کم ۱۰ مرد و یک زن کرد دیگر نیز قرار است به دلیل عضویت در سازمان های ممنوعه کرد یا
حمایت از آنها در ایران اعدام شوند.
بی بی سی